ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
67
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
دريا افكند . يكى از ماهيان انگشترى را فرو خورد . سليمان كه گرسنه بود ، از ناچارى پيش ماهيگيرى رفت و خوراك خواست و گفت : « من سليمان هستم . » آن ماهيگير از اين سخن برآشفت و او را دروغگو خواند و زد و سرش را شكست چنان كه از آن خون روان شد . ماهيگيران كه اين سنگدلى را از سرپرست خود ديدند ، او را سرزنش كردند و براى دلجوئى از سليمان دو ماهى به دو دادند . يكى از اين دو ماهى ، همان بود كه انگشترى را فرو - خورده بود . سليمان شكم ماهى را پاره كرد و انگشترى را برگرفت . بدين گونه ، خداوند بار ديگر فرمانروائى او را به دو برگرداند و همه از او پوزش خواستند . سليمان گفت : « نه براى پوزشى كه از من مىخواهيد شما را مىستايم و نه براى آنچه با من كردهايد شما را سرزنش مىكنم . » پس از اين پيشامد ، خداوند پريان و اهريمنان و باد را به فرمان او درآورد ، در صورتى كه تا پيش از آن به فرمان او نبودند . اين گفته با ظاهر قرآن همانندى بيشترى دارد زيرا فرمودهء خداى بزرگ چنين است : قالَ : رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ، إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ . فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ . [ ( 1 ) ]
--> [ ( 1 ) ] - سوره ص - آيه 35 تا 38